دل نوشت

.....احساساتم ....تحولات مهم زندگیم شامل این دل نوشت میشه....

رمز جدید

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : حنا خانمی تو ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۳
تگ ها :

من و خواهر همکارم

به خانومه میگم کارتون چیه؟؟میگه٢٠ساله تو یه آسایشگاه معلولان ذهنی و  حرکتی زیر  ١٣سال کار میکنم فک میکنم چه کاری داره حتی تصورشم برام درد آوره میگه ناراحتی تو کارم زیاده خانواده هایی که میان بچه نوزاد ۵ روزشو میذارن و میرن دیگه پیداشون نمیشه بغض میکنم عکساشونو میذاره ببینم بغضم بیشتر میشه تعریف میکنه اشکم میاد از درداشون مخصوصآ بی کسی شون میگه و من بلند میشم و میرم سمته دستشویی تا با زار زدن خودمو راحت کنم . . . . .

 

خود قضاوت کنید فکر روزانه ما چیه ؟؟؟ و این بچه ها به چی فکر مکنن . . . .

 

 

پ.ن:نیاز بود بگم

  
نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٧
تگ ها :

 

سلام به همه خوبید خوسید سلامتید؟؟؟

با گرمای هوا چیکار میکنید؟؟؟

ما که میسوزیم و با مرارت و سختی تحمل میکنیم...

تصمیم گرفتم دوباره بنویسم تا آرامش پیدا کنم هیچ سوال پاسخ داده نمیشه در رابطه با آقای ایکس حتی شما دوست عزیز

فرض رو بر این میذاریم که ما با هم تازه آشنا شدیم...

سر کارمو میرم کلاسای آموزشیمم میرم در جوار خانواده هم روزامو میگذرونم...

هنوز دوست دارم به نور برسم همین

 

  
نویسنده : مهسا ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳
تگ ها :

سلام

یه سلام از نوع جدید

من بعد مدتها تصمیم گرفتم آپ کنم

خوبم

میخوام از روزمرگی هام بگم همین فقط فقط فقط از خودم میخوام بگم

  
نویسنده : مهسا ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳۱
تگ ها :

برای تو

می نویسم برای تو
توی که همه مارا فراموش کردی
هر روز هر روز نگاه به صفحه ای که از ١۵/٣/٨٩ آپدیت نشده است
می نویسم برای تو که ما را فراموش کردی
می نویسم برای تو که شاید پیام های ما را نخوانی ولی اگر به وبلاگت سر زدی بدونی دلمون برات تنگ شده

 

  
نویسنده : حنا خانمی تو ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٥
تگ ها :

← صفحه بعد